مقاله علائم افسردگی تحت فایل ورد (word)

مقاله علائم افسردگی تحت فایل ورد (word) دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد مقاله علائم افسردگی تحت فایل ورد (word) کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله علائم افسردگی تحت فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن مقاله علائم افسردگی تحت فایل ورد (word) :
علائم افسردگی
اصلی ترین علائم و نشانه های افسردگی کدامند؟
بسیاری از افراد به رغم افسرده بودن برایشان بسیار دشوار است که به افسردگی خود اذعان داشته باشند، بالعکس برخی دیگر با مختصر غم زدگی و احساس اندوه خودشان را آدمی افسرده معرفی می کنند. در هر حال بسیاری از موارد پدیده افسردگی پنهان می ماند، چون اکثر مردم دوست دارند حتی الامکان اوقات خود را به خوشی بگذرانند و افسردگی را که تا حدی دردناک و ناخوشایند است به سادگی انکار نمایند.
در شناخت و تشخیص افسردگی باید دقت کرد. باید بدانیم که در شناخت صحیح افسردگی به دنبال چه علائمی هستیم. افسردگی متضمن تغییرات اساسی در ویژگی های زیستی، عاطفی و روانی است. تک تک افراد افسرده تمامی علائم افسردگی را ندارند اما همه علائم مربوط به افسردگی در گروه افراد افسرده وجود دارد.
افسردگی در بین افراد مختلف به صورت های متفاوت و درجات گوناگون پدیدار می گردد. گاهی افسردگی به صورت یک هیجان عادی انسانی جلوه گر می شود. گاه به صورت غم و اندوه بروز می کند و حالت غمگینی به عنوان یک پاسخ طبیعی نسبت به شرایط غمناک در فرد بوجود می آید. بعضی اوقات افسردگی به صورت ضعف ظاهر می شود و گاه بعضی افراد دچار افسردگی شدید می شوند.
همانطوری که اشاره شد به رغم این که افسردگی نوعی واکنش در مقابل استرسها و فشارهای روانی در زندگی فردی و اجتماعی است، خود افسردگی نیز یک استرس و فشار ثانویه است که بر فرد تحمیل می گردد، استرسی که شخص بالاجبار به آن واکنش نشان می دهد. با ارزیابی رفتار واکنش های ظاهری فرد افسرده نمی توان به میزان و شدت افسردگی وی پی برد، زیرا افراد افسرده نسبت به تقاضاهای محیطی و اجتماعی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند.
در واکنش به افسردگی، یکی ممکن است به شدت فعال، پرتحرک و پرکار شود و دیگری گوشه گیر و انزوا طلب باشد. از جمله متداولترین واکنش ها نسبت به اختلال افسردگی پدیدآیی نگرانی و اضطراب است. در واقع اضطراب هم می تواند از جمله عوامل ایجاد کننده افسردگی باشد و هم از نتایج قهری آن.اضطراب به بیان ساده یک حالت دلواپسی، دلشوره، نگرانی، عصبانیت، ترس خفیف، احساس ناامنی و ناراحتی است. اضطراب عموماَ با علام جسمانی مثل طپش قلب، عرق کردن، اختلال در ریتم تنفسی، سرگیجه و ضعف همراه است. در حقیقت شناخت افسردگی به عنوان یک پدیده روان شناختی مهم، با توجه به اینکه هر کسی به شیوه های خاص در مقابل آن واکنش نشان می دهد، بسیار دشوار است. معمولاَ مردم با راهها و شیوه های مختلفی که به افسردگی واکنش نشان می دهند ممکن است ماهیت افسردگی خود را چنان تغییر دهند که خودشان نیز به سادگی متوجه افسردگی شان نگردند.
باید توجه داشت که افسردگی همواره با تغییرات قابل توجه در واکنش های زیستی و فیزیولوژیک، شناختی، عاطفی، و روانی و رفتاری همراه است. این نشانه ها بر حسب نوع وشدت افسردگی متغیرند. (پیوند شماره 64 صفحه 16)
نشانه های زیستی یا فیزیولوژیک افسردگی به شرح زیر می باشد:
– اختلال در اشتها: (افزایش، کاهش)
بی اشتهایی روانی نسبت به غذا یا بعضاَ پراشتهایی روانی نسبت به غذا و پرخوری بدون توجه به شکایت های مکرر از ناراحتی ها و دردهای جسمانی نظیر یبوست، تهوع، اسهال، کمردرد، سردرد، حساسیت و گرفتگی عضلات می تواند از علائم افسردگی باشد.
علائم شناختی افسردگی از این قرارند:
– ناتوانی در تمرکز ذهن
– کاهش قدرت یادگیری مطالب و موضوعات
– ناکامی های تحصیلی
– از جمله علائم افسردگی در بین افراد مبتلا به خصوص جوانان، ناکامی در عشق، تحصیل و شکست های آموزشگاهی است.
– نگرشها و بازخوردهای منفی و بازدارنده پدیدآیی نگرش ها و بازخوردهای منفی و بازدارند نسبت به پدیده های مختلف، به ویژه فعالیتهای پویای زندگی.
– خودپنداری منفی و احساس ناامیدی از دست دادن توان مثبت اندیشی و برخورداری از احساس یاس و ناامیدی و بدبینی نسبت به محیط اطراف از جمله ویژگیهای افراد افسرده است.
– افکار تکرار شونده در زمینه مرگ یا خودکشی
– مشغولیت ذهنی با افکار مخرب و تحمیلی و تکرار شونده در زمینه پوچی و مرگ و خودآزاری و خودکشی از دیگر علائم افسردگی می تواند باشد.
– از دست دادن قدرت تصمیم گیری، تردیدهای مکرر و نداشتن قدرت تصمیم گیری در زمینه فعالیتهای موثر در پویایی زندگی فردی و اجتماعی نشانه دیگری از خلق افسرده می تواند باشد.
– تفکر همه یا هیچ، شخص افسرده همه چیز را به صورت سیاه و سفید می بیند، اگر کاری را انجام می دهد صددرصد کامل نباشد خود را کاملاَ شکست خورده تلقی می کند. اصل همه یا هیچ بسیار مخرب است.
– برداشت ها و تفسیرهای غیرمنطقی امور، از جمله ویژگی های شناختی افراد افسرده، بزرگنمایی ها، نتیجه گیریها و برداشتهای سریع از رخدادهای مختلف و برچسب زدن های ناروا به امور مختلف است.
– تعمیم بیش از حد مسائل شخص افسرده و شخص مورد توجهش به وجود آید فکر می کند این شخص اصلاَ به او علاقه ای ندارد. به عبارت دیگر یک برخورد ساده و سوء تفاهم کوچک را به کل اندیشه و رفتار فرد تعمیم می دهد.
علائم عاطفی و روانی افسردگی عبارتند از:
– اضطراب
افراد افسرده دچار سطوح بالای اضطراب ناشی از منابع استرس زا می باشد.
– احساس مواجهه مکرر با حوادث تنش زا
– ترس از تعاملات اجتماعی
افراد افسرده عموماَ دوست ندارند با افراد مختلف محشور شده ارتباط دشاته باشند، به گونه ای که نوعی نگرانی و ترس از مصاحبت های مردمی دارند.
– احساس گناه و بی کفایتی و بی ارزشی
افراد افرده عموماَ دچار احساس تقصیر و گناه و بی کفایتی و بی لیاقتی اند.
– احساس بی علاقگی نسبت به فعالیتهای مورد علاقه:
افراد افسرده عموماَ علاقه خود را نسبت به فعالیتهایی که قبلاَ برایشان لذت بخش بوده است، از دست می دهند.
– بی حوصلگی شدید
بی حوصلگی شدید از جمله ویژگی های قابل توجه در افراد افسرده است.
علائم رفتاری افسردگی به شرح زیر قابل توجه می باشد:
– ترس یا نگرانی از ترک خانه
افراد افسرده عموماَ مایل نیستند خانه یا محل سکونت خود را ترک کنند و به سختی و با اکراه از خانه خارج می شوند.
– بی علاقه گی در تمرینات
افراد افسرده عموماَ تمایلی به فعالیتهای بدنی از خود نشان نمی دهند.
– بی علاقه گی به بهداشت فردی
افراد افسرده، غالباَ نسبت به بهداشت فردی (حمام رفتن، نظافت، آراستگی ظاهر) کم تفاوت یا بی تفاوت می شوند.
– گریه های مکرر
افراد افسرده بعضاَ بدون دلیل روشن و خاصی گریه می کنند.
– بحث و جدل با دیگران
در بسیاری از موارد افراد افسرده، تمایل پیدا می کنند که با دیگران به خصوص نزدکان بحث و جدل داشته باشند.
– گوشه گیری و کناره گیری از دوستان
انزوا طلبی و کناره گیری از دوستان و آشنایان از جمله ویژگیهای رفتاری افراد افسرده است.
– بی علاقگی به امور جنسی
بی رغبتی و کم توجهی به روابط زناشوئی در بین زنان و مردان افسرده متاهل از دیگر علائم افسردگی می تواند تلقی گردد.
– مصرف موادی همچون سیگار، مواد مخدر و …
بسیاری از افراد افسرده گرایش به مصرف سیگار، مواد مخدر و نظایر آن پیدا می کنند.
موثرترین روشهای تشخیص افسردگی کدامند؟
باید توجه داشت که یک فرد افسرده معمولاَ دارای مجموعه ای علائم فوق الذکر است، اما همیشه همه علائم را آشکار نمی سازد و لذا یک نشانه نمی تواند به تنهایی و به درستی میزان افسردگی فردی را تعیین کند. اگر بیش از چهار یا پنج نشانه از علائم و نشانه های فوق حداقل به مدت چند هفته به طور مداوم در شخص ملاحظه شود. ممکن است این شخص رگه هایی از افسردگی داشته باشد، با توجه به اینکه افسردگی دارای تداوم است و سیر آن از خفیف تا شدید می باشد افسردگی دارای شروعی متغیر است و علائم آن در طول مدتی بین چند روز تا چند هفته پدیدار می شوند و بسیاری از دوره های افسردگی بدون درمان خاصی بهبود پیدا می کند.
مصاحبه بالینی اساس هرگونه ارزیابی مناسب را برای تشخیص افسردگی تشخیص می دهد. تغییر در طرز تفکر، احساس و رفتار یکی از مشخصات اصلی افسردگی است، اگر چه این تغییر ممکن است به تدریج صورت پذیرد. اصلی ترین و بارزترین نشانه افسردگی نوعی احساس ذهنی غم وا ندوه، احساس بدبینی و نامیدی، احساس تنهایی و بی تفاوتی و عدم علاقه به ادامه فعالیتهای موثر اجتماعی می باشد .
افراد افسرده ممکن است در شرایطی که دلیل برای گریه و اندوه وجود ندارد دچار گریه شود و بر عکس در مواقعی که اتفاق واقعاَ تاثیرانگیزی افتاده قادر به گریه کردن نباشد. فرد افسرده ممکن است در خوابیدن دچار مشکل شود، به سختی به خواب برود یا نیمه شب بیدار شود و به رغم نیاز به خواب دیگر نتواند بخوابد. همچنین افراد افسرده ممکن است دائماَ احساس خستگی نماید و بیش از حد ساعاتی از روز را نیز درخواب باشد.
فرد افسرده ممکن است اشتهای خود را از دست بدهد و لاغر شود یا به طور غیر عادی بیش از اندازه معمول غذا بخورد و وزنش بالا رود. فرد افسرده ممکن است خودش را شخصی درمانده و تنها و بی کس تصور کند و خود را به خاطر کمبودها و قصورهای جزئی سرزنش نماید. آدم افسرده همواره نسبت به خودش، دنیای اطراف و آینده خود بدبین و ناامید است. او علاقه خود را نسبت به وقایع محیط اطراف از دست می دهد، از فعالیت های ناخوشایندی که قبلاَ بدان ها علاقه داشت لذت نمی برد و غالباَ نمی تواند تصمیم بگیرد یا تصمیماتی را که گرفته است اجرا نماید. عقب ماندگی تحصیلی دانش آموزان هوشمند و سرآمد برای مدتی نسبتاَ طولانی می تواند نشانی از افسردگی باشد.
منظور از افسردگی نوجوانان چیست؟
افسردگی نوجوانی گروهی از علائم ناهمگن را شامل می شود که در طول دوران رشد و تحول طبیعی مشاهده نمی شوند. افسردگی دوره نوجوانی عموماً علائم متفاوت و اختلالات رفتاری و شخصیتی خاص نظیر خود آزاری و انزوا طلبی به همراه دارد. در واقع نشانه های افسردگی در دوره نوجوانی بسیار متغیر است . افسردگی نوجوانی به صورتهای مختلف از جمله :
واکنش اضطرابی افسرده وار، افسردگی مبتنی بر احساس ناکامی خود، حقیر پنداری، افسردگی مبتنی بر احساس رها شدگی یا به صورت افسردگی پنهان پدیدار می گردد. برخی از علائم افسردگی نوجوانی عبارتند از:
1 ضعف در مهارتهای اجتماعی
2 اضطراب اجتماعی و سطوح بالای اضطراب ناشی از سایر منابع استرس زا
3 عدم تمایل حتی برای شرکت در فعالیتهای خوشایند
4 بروز مشکلات و نارسائی های تحصیلی
5 مواجه شدن با اتفاقات تنش زا به طور مکرر
6 اختلالات رفتاری و سلوکی
7 اختلالات تغذیه ای به ویژه در دختران نوجوان
8 گرایش به برخی ناهنجاریهای اجتماعی و بعضاً استفاده از سیگار و …
9 فکر کردن در مورد خودکشی
به عقیده برخی از محققان نظیر کلارک و همکارانش(1990) شباهت نسبتاً زیادی بین علائم افسردگی بزرگسالی و افسردگی دوره نوجوانی وجود دارد. بر اساس آخرین معیار راهنمایی آماری تشخیصی اختلالات روانی انجمن روان پزشکی آمریکا (DSM-IV ) افسردگی اساس دوره نوجوانی حداقل پنج علامت زیر را شامل می گردد:
1 خلق افسرده
2 کاهش قابل توجه در علاقه نسبت به کلیه فعالیتها، حتی فعالیتهای خوشایند
3 افزایش یا کاهش در اشتها نسبت به غذا و وزن بدن
4 کم خوابی یا پرخوابی
5 آشفتگی و کندی روانی – حرکتی
6 احساس کاهش انرژی حیاتی، احساس خستگی و کوفتگی و بی رمقی
7 احساس تحقیر گناه، احساس بی ارزشی بودن و احساس بی کفایتی
8 کاهش توانایی در فکر کردن و ضعف در تمرکزذهنی بر روی موضوعی خاص
9 تشدید افکار مربوط به مرگ و خودکشی
ذکر این نکته در اینجا نیز لازم است که بعضی از نوجوانان بعضاً دچار افسردگی جزئی و مختصر می شوند و برخی نیز دچار افسردگی کلی می گردند. اختلال افسردگی جزئی یا مختصر زمانی است که افسردگی بر خلق فرد غالب است، اما همه جنبه های زندگی او را در بر نمی گیرد در حالی که افسردگی کلی نوجوانی و بزرگسالی در حدی است که همه جنبه های زندگی فرد را در بر می گیرد.
برخی دیگر از پژوهشگران و محققان این رشته نظیر (چارتیرز و رانیری 1994) در مطالعات بالینی که در زمینه افسردگی نوجوانی انجام داده اند به این نتیجه رسیدند که نمی توان چهارچوب مشخص و واضحی برای افسردگی دوره نوجوانی عموماً تعدادی از علائم اختلالات دیگر را با خود به همراه دارد. در ادبیات روانشناختی علائم و رفتارهایی که با افسردگی ملازم و همراه باشد تحت عنوان «معادل های افسردگی» نامیده می شود.
برخی از علائم و رفتارهای معادل افسردگی (یا افسردگی پنهان) در نوجوانان عبارتند از:
1 رفتارهای آزارگرانه و بزه کارانه در خانواده و جامعه، نظیر پرخاشگری، فعالیتهای ضد اجتماعی، اعتراض و سرکشی، قشقرق به راه انداختن، خانه گریزی و فرار از منزل، گرایش به سیگار و مواد مخدر و اختلالات و انحرافات اخلاقی و جنسی.
2 مشکلات مدرسه ای نظیر مدرسه هراسی، عدم پیشرفت تحصیلی به رغم ظرفیت بالقوه و قابل توجه هوشی، بی تفاوتی نسبت به انحام تکالیف آموزشگاهی، مدرسه گریزی و اخراج از مدرسه .
3 مشکلات مربوط به برقراری روابط با گروه همسالان نظیر طرد شدن توسط جمعی از دوستان.
4 خود بیمار پنداری
5 ناآرامی و بی قراری
6 واکنش های نامناسب در برابر محرکهای خوشایند محیطی و اجتماعی
در هر حال باید توجه داشت که استنباط با هم بودن و ملازمت عوامل زیر بنای افسردگی و معادل های افسردگی همواره به روشنی و دقت قابل اثبات و وارسی نمی باشد. افسردگی نوجوانی ممکن است قبل یا بعد از رخداد سایر مشکلات بروز کند و علائم آن نیز ممکن است در اظهار نظرهای فعلی نوجوان آشکار یا پنهان باشد.
نگرشهایی که افراد افسرده نسبت به خود دارند ممکن است در اثر رابطه نامناسبی که والدین در دوران کودکی با آنها داشته اند ایجاد شود. این رابطه می تواند شامل طرد شدن توسط والدین، تنبیه شدن و ارزیابی های منفی گرایانه و والدین نسبت به آنها، محروم شدن از محبت والدین و ایجاد احساس گناه و اضطراب در کودک توسط والدین باشد.
شایان توجه است که در آغاز دوره نواجوانی، احتمال بروز علائم بارز افسردگی بزرگسالی در نوجوانان کم است و در صورت بروز آن در نوجوانان کم سن و سال تر می توان علائم افسردگی را به صورت خود بیمارپنداری اختلال در تغذیه و مشکلات تمرکز در رفتارشان مشاهده کرد. در بسیاری از مواقع نوجوانانی که دچار افسردگی شده اند برای مهار افسردگی خود روش های خاصی را بر می گزینند. نظیر:
احساس ناراحتی، برقراری رابطه افراطی با دیگران یا دوری گزینی از مردم، احساس ناراحتی آنها به این صورت متبلور می شود که تمایل بسیارزیادی برای ایجاد تغییر در وضعیت موجود از خود نشان می دهند ولی تلاشی برای تغییر نمی کنند. تحمل آنها در مقابل وقایع تکراری روزمره بسیار پایین است. نوجوانان افسرده تمایل زیادی برای رفاقت و برقراری روابط صمیمی از خود نشان می دهند و برای یافتن دوستان جدید تلاش می کنند.
رفتارهای کمک طلبانه نوجوانان افسرده ممکن است به صورت رفتارهای مشکل آفرین مثل دوری گزیدن، قهر کردن، مدرسه گریزی، اعتراض، دزدی کردن، رفتارهای ضد اجتماعی و فعالیتهای بزه کارانه باشد. به رغم این که این قبیل رفتارها موجب جلب توجه دیگران می شود، اما همیشه باعث نمی شود که دیگران تصور کنند نوجوان واقعاً نیاز به کمک دارد و آماده کمک به او باشند، بلکه سبب می شود که آنها تصور کنند این رفتارها بیانگر پرخاشگری نوجوانان است و گاهی نیز این رفتارها را بعنوان نشانه هایی از اختلالات سلوکی و ارتباطی در نظر می گیرند.
باید توجه داشت که نوجوانان سنین بالاتر ظرفیت بیش تری برای اندیشدن راجع به این مشکلات و تعارض های درونی خود دارند و مایل اند مشکلات درونی خود را به شکل مستقیم برای دیگران مطرح کنند. هم چنین این گروه از علائم سنتی افسردگی از خود نشان می دهند. (پیوند شماره 272 خرداد81)
ضربه مغزی در نوجوانان بعدها به افسردگی می انجامد.
ضربات مغزی و سایر آسیبهای وارده به سر، چنانچه در نوجوانی رخ دهد، احتمال ابتلا به افسردگی را دهه های بعد افزایش می دهند. این یافته مطالعات روی کهنه سربازان بازمانده از جنگ جهانی دوم بود، ضمن کسب نتایج فوق معلوم شد افرادی همانند شرکت کنندگان در مسابقات فوتبال یا هاکی و نیز موتورسیکلت سواران و سایر کسانی که دچار زحمات مغزی می شوند و در معرض این خطر قرار دارند.
تحقیقات دیگری نشان می دهد که بیماران دچار ضایعات مغزی، ممکن است در مدت کوتاهی به افسردگی مبتلا شوند. یافته های تازه حاکی از آنند که خطر این بیماری تا 50 سال بعد هم وجود خواهد داشت.
مطالعات روی 1718 نفر از کهنه سربازان که به دلایل بیماریها مختلف در طول جنگ بستری شده و بعد از 50 سال مورد پرسش قرار گرفته بودند صورت گرفت. حدود 11 درصد کسانی که از آسیب وارده به سر رنج می بردند، گفتند که در حال حاضر دچار افسردگی شدید هستند. این رقم را می توان با 5/8 درصدی که به علل دیگر بستری شده اند مقایسه کرد. در مجموع تداوم افسردگی شدید در طول عمر شخص در گروه آسیب دیده مغزی 5/18 درصد و در سایر کهنه سربازان 4/13 درصد بود. این مطالعات که توسط دکتر ترسی هول زینگلر و دکتر مس براند پلاسمن و سایر همکاران در دانشگاه دوک انجام شده درنشریه آرشیو روانشناسی عمومی، شماره ماه ژانویه به چاپ رسدیده نشان می دهد که میزان افسردگی کهنه سوارانی که حین نبرد دچارآسیب دیدگی مغزی شده بودند با افسردگی کسانی که صدمات مغزی تحت شرایط دیگری متوجه آنها شده بود، یکسان است. بنابراین کمتر احتمال دارد که نشانگان تنش پس از حادثه که می تواند از جمله به شکل افسردگی ظاهر شود، بتواند این نتایج را توجیه کند. دکتر پلاسمن با استناد به یافته ها معتقد است کسانی که امروز دچار صدمه به سر می شوند – مثلاَ بازیکنان فوتبال – افسردگی بیشتر تهدیدشان می کند. وی می گوید بسیاری از کهنه سربازها حین رانندگی یا ورزش به سرشان آسیب وارد شده نه در میان جنگ.
اهمیت شناخت خطرات دراز مدت را در ارتباط با آسیبهای سر مورد تاکید قرار داده اند و بیماران را باید از همان ابتدا مورد درمان قرار داد و دکتر رابرت رابینسون و دکتر ریکاردو یورگه از بخش روانشناسی دانشگاه آیوا چنین می نویسد: « به دلیل ماهیت مادام العمر عوارض و علائم مورد بحث، شناسایی آنها جهت بهبود کیفیت زیست بیماران و بقایای دراز مدت آنان ضروری است. »
مطالعات چنین یافته است که افرادی که بیشترین صدمه به سر را تحمل کرده اند حادثه همراه با بیهوشی یا فراموشی به مدت یک روز یا بیشتر بوده، در معرض خطر افسردگی بیشتری نسبت به اشخاصی که صدمات خفیف تری را تحمل کرده اند، هستند از جمله کسانی که دچار سیاهی رفتن چشم یا فراموشی به مدت کمتر از 30 دقیقه شده اند.
با اینکه هنوز معلوم نیست چه رابطه ای میان صدمات وارده به سر و افسردگی وجود دارد، محققان برخی نظریات در این رابطه ارائه داده اند. آنان معتقدند که رابطه ایمیان افسردگی و اختلال عملکرد لوب قدامی مغز وجود دارد و تحقیقات ارتباط محکمی را میان افسردگی و ضایعات مغزی ناشی از آسیب دیدگی بخش قدامی مغز نشان می دهد. به علاوه ضایعات مغزی، منجر به عوارض التهابی می شوند که در نتیجه تولید یک پروتئین در موارد افسردگی نیز مشاهده می شود. اطلاعات مربوط به زمان آغاز افسردگی در افراد یاد شده در دست نیست. برخی از کهنه سربازانی که دچار آسیب دیدگی شده اند، قبلاَ دچار اختلالات روانی بوده اند که آنان را بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار می دهد، اما احتمال چنین امری ناچیز است، زیرا افراد مذکور در صورت ابتلاء به بیماریهای روانی در ارتش پذیرفته نمی شدند. (منبع اینترنت)
ایجاد فرصتهای اجتماعی مانع بروز افسردگی در میان زنان است.
یک جامعه شناس در این باره چنین نظری می دهدکه: در صورت ایجاد فرستهای اجتماعی بیشتر و کاهش فشارها و کنترل های مصنوعی از میزان زنان کاسته می شود. در صورتی که فرصتهای اجتماعی بیشتری برای بروز و ظهور شخصیت افراد فراهم شود آحاد جامعه بتوانند نیازهای طبیعی خود را رفع کنند، در این صورت با کاهش فشارها و کنترلهای مصنوعی، میزان افسردگی در بین زنان نیز کاسته خواهد شد.
در حال حاضر زنان در جوامع شهری علی رغم گسترش شهر و افزایش حجم فعالیتها به دلیل فقر فرهنگی، عدم آگاهی از منابع فرهنگی، محرومیت از توسعه اجتماعی و نداشتن الگو و معیارهای ثابت در زندگی نتوانسته اند از فرصتها و امکانات مطلوب انسانی و اجتماعی استفاده و جایگاه حقیقی خود را کشف کنند و عدم دسترسی به این مورد باعث ایجاد افسردگی در بین زنان خواهد شد.
همچنین شرایط تحمیل شده سنتی، آگاهی عمومی ازطریق ارتباط جمعی، تضاد بین وضعیت روبه توسعه کنونی، نداشتن بهداشت روانی و پایدار و ابهام در نقش فردی و اجتماعی زمینه افسردگی آنها را بیشتر می کند و همچنین در استانهای لرستان، خوزستان، کردستان و بعضی از شهرستانهای استان خراسان آمار بالای خودکشی، ناسازگاریهای درون خانواده و طلاق از نشانه های افسردگی در بین زنان آنجاست.
بررسی ها نشان می دهد در شهرهای بزرگی مانند تهران زنان جوان از حداقل استاندارد نشاط جوانی، آرامش درونی، تامین اجتماعی، آسایش خیال، امید و آرزو برخوردارند و انزوا گرایی در بعد اجتماعی سبب شده که بخش زیادی از این قشر در یک وضعیت درون بسته و غیر شفاف مشکلات، مسائل و سرخوردگیهای خود را تحمل کنند و آنرا به شکلهای مختلف بروز دهند.
این جامعه شناس درباره راههای کاهش افسردگی تصریح کرد: باید حقوق زنان به رسمیت شناخته شود، مراکز جلب مشارکت اجتماعی آنها فراهم شود، ساختار خانواده اصلاح شود و بهداشت روانی زنان توسعه پیدا کند و قدرت تصمیم گیری در مسائل مختلف نیز به آنها داده شود تا بتوانند از توانائیها و استعدادهای خود استفاده کنند. همچنین بالا بودن نرخ افسردگی در کشور ما یک تحدید فرهنگی و اجتماعی تلقی می شود ولی می توان با برنامه ریزیهای درست سقف و نرخ این بیماری را کاهش داد. (روزنامه اطلاعات شماره 22832 تیر ماه 82 ص 8)
ژن افسردگی کشف شد
محققان می گویند این موضوع که افراد پس از تجاربی که با فشار عصبی همراه است، افسرده می شوند یا نه، تا حدودی ناشی از نوعی ژن است که حمل می کنند. یک مطالعه تازه نشان داده است که احتمال افسردگی تا حدودی به این موضوع بستگی دارد که فرد کدام نمونه خاص را حمل می کند.
احتمال ابتلا به افسردگی در افراد حامل نمونه ای از حداقل محافظت (در برابر افسردگی) را فراهم می کند.
آنها می گویند یافته آنها علت توانایی برخی افراد در پیچیدگی بر تجارب ناخوشیاندی مانند طلاق یا بیکاری و ناتوانی سایرین در این زمینه را توضیح می دهد. این اکتشاف می تواند به انجام آزمایشهای ژنتیکی برای شناسایی این ژن در افراد منجر شود. با این حال دانشمندان می گوند باید در انتظار یافتن سایر ژنهای مربوط به افسردگی بود تا آزمایش های دقیق تر امکان پذیر شود.
این تحقیقات به روی ژنی به نام (5-اچ تی تی ) که به کنترل سروتونین در بدن کمک می کند انجام شد. سروتونین یک ماده مغزی است که پیامها را به سلولهای مغز منتقل می کند و بر روحیه تاثیر می گذارد. دو نمونه از این ژن وجود دارد. یک نمونه بلند و دیگری کوتاه است. هر انسانی دو کپی از این ژنرا حمل می کند.
محققان، گروهی شامل 847 را که در فاصله آوریل 1972 و مارس 1973 در دنداین زلاندنو متولد شده بودند مورد مطالعه قرار دادند. مطالعه بر در طول زندگی این افراد دنبال می شد.
محققان ابتدا مشخص کردند این افراد کدام نمونه از این ژن را حمل می کنند و در زندگی چه تجاربی که با فشار عصبی همراه است داشته اند. دانشمندان بر کسانی تمرکز کردند که در فاصله 21 تا 26 سالگی چندی تجربه تلخ و ناراحت کننده را پشت سر گذاشته بودند. معلوم شد که 265 نفر از کسانی که حامل دو نمونه کوتاه این ژن هستند به احتمال بیشتر افسرده می شوند. 43 درصد آنها پس از حوادث ناراحت کننده دچار بیماری افسردگی می شدند. در مقایسه تنها 17 درصد از 147 نفری که دو نمونه از این ژن را حمل می کردند دچار افسردگی می شدند. البته متخصصان تاکید کردند که این ژن عامل بیماری افسردگی نیست و تنها بر آن تاثیر می گذارد. نتیجه این مطالعه در نشریه (ساینس) چاپ شده است.( ضمیمه اطلاعات شماره 22827 مرداد 82 )
پیشینه شهید و شهادت
« اذقال موسی لاهله انی اسنت ناراً ساتیکم منها بخبراً و اتیکم بشهادت قبس لعکم تصطلون»
موسای زمان در تاریکی و سرمای جهل و توفان هجوم غارتگران و تازیانه های دردناک ظلم،امتش را به آتشی نجاتبخش و نورانی نوید داد که رو بسوی «طور» کنید و پای افزار و تعلقات دنیوی را به درآرید و به نور روی محبوب چشم بدوزید و خود را در آن آتش افکنید که مبارک باد بر کسی که آتش «طور» بر جانش افتد و پا از آن گرمی گرفته و سرمست شود.
به زمزمه عشق در طور سینای اسلام گوش فرا دهید و بدانید آتش را که بشنوید ندای حق است که شما را برگزید تا همراه من به جنگ فرعونیان بیایید، شما نیز چون من عصای خودبینی و قدرت محدود و ناچیز خود را بر زمین اندازید و عصای توکل به دست گیرید تا آن را به اژدهایی تبدیل نماید که هر چه از نیرنگ و قدرت و شوکت فرعونیان در سر راه بینید، یکباره ببلعد و آنها را رسوا کند و در لحظه های غافلگیر شدن و نابودی حتی در نیلگونه دریاهای حوادث و هجوم دشمنان راههای بسیار بر شما بگشاید.

کلمات کلیدی :